ابراهيم عاملي ( موثق )

350

تفسير عاملي ( فارسي )

نيستند به حمد اللَّه و منّه . بعضى ديگر گفتند : الحمد اللَّه يعنى آن بتها كه معبود كافران است ارزش ندارند و حمد و ستايش براى آفريننده است نه براى آن بتها . « * ( ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ ) * - تا آخر آيه » مجمع : اين آيه مانند آيت جلو مثل كافر است كه گنگ است و عاجز با مؤمن توانا بر نكوكارى و راهنمائى بعضى گفته‌اند : مقصود تشبيه بتها است به شخص گنگ و خداوند كه همه ى خير و عدل و استقامت از اوست . عطا گفته است : مقصود از ابكم ، ابىّ بن ، خلف است و « من يأمر بالعدل » حمزه عموى پيغمبر است و عثمان بن مظعون ، مقاتل گفته است : « رجل ابكم » كنايه است از هاشم بن عمرو بن حرث قرشى كه با پيغمبر دشمنى مىكرد و مرد خير و احسان نبود ، و قرائت ابن مسعود « يوجّه » است با يك ها كه حذفهاى دوم و مفعول جمله باشد و نيز با فتح جيم قرائت شده است . فخر : گفته‌اند : مقصود از « احدهما ابكم » غلام عثمان است كه از اسلام بدش ميآمد و كار خير نداشت ، و « من يأمر بالعدل » عثمان عفّان است . سخن ما : در اين آيات : 1 - آيت 37 « إِنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ » تا آخر شايد براى دلدارى پيغمبر باشد كه تو خيرخواه مردمى و دلبسته و آزمند بهدايت آنها ، ولى كسى كه خود را گمراه كرد و از راه راست منحرف شد قابل هدايت نيست . و فاعل « يضلّ » به اين معنى كه ما گفتيم خود آن اشخاص گمراه خواهند بود . 2 - در آيت 38 از جملهء « بَلى وَعْداً عَلَيْه حَقًّا » تا آخر 39 « كانُوا كاذِبِينَ » در دنباله ى سخن كافران است كه با سوگند منكر معاد شده‌اند ، و در اوّل كه بكلمات « وعدا عليه حقّا » گفته شده است شايد براى اشعار به اين مطلب باشد كه بعث و معاد آدمى لازمه ى ساختمان بدنى او است چون كلمه ى « على » مفهوم عهده دارى و الزام است و بخصوص كه با كلمه ى « حقّا » تأكيد شده است ، چنين استفاده مىشود كه اين وعده نه فقطَّ راست است و تخلف ناپذير بلكه ايجاد چنين موجود بر عهده دارد كه بحقّ و درستى آن را مبعوث كند و زنده نمايد كه نابود شدنى نيست . و جملهء « ليبيّن » در آيت بعد شايد بمعنى « يتّضح و يظهر » باشد ، يعنى اين وعده ى بعث و قيامت